اربعین سال ۱۳۹۶ در کربلای معلّی

صحبت اربعین سال ۱۳۹۶ در کربلای معلّی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا سیّدالانبیاء و المرسلین، محمّد المصطفی و علی اهل بیته الطّیبین الطّاهرین سیّما بقیّه‌الله فی الأرضین.
ائمه معصومین (ع) به عنوان اعلام هدایت
کلام خود را با این فراز از زیارت جامعه کبیره آغاز می¬کنم:
فبلغ اللّه بکم أشرف محلّ المکرّمین و أعلى منازل المقرّبین و أرفع درجات المرسلین‏ حیث لا یلحقه لاحق و لا یفوقه فائق و لا یسبقه سابق و لا یطمع فی إدراکه طامع، حتّى لا یبقى ملک مقرّب و لا نبیّ مرسل و لا صدّیق و لا شهید و لا عالم و لا جاهل و لا دنیّ و لا فاضل و لا مؤمن صالح و لا فاجر طالح و لا جبّار عنید و لا شیطان مرید و لا خلق فیما بین ذلک شهید إلّا عرّفهم جلاله أمرکم و عظم خطرکم و کبر شأنکم و تمام نورکم و صدق مقاعدکم و ثبات مقامکم و شرف محلّکم و منزلتکم عنده و کرامتکم علیه و خاصّتکم لدیه و قرب منزلتکم منه
پس خداوند سبحان شما را به شریف ترین جایگاه گرامیان و برترین منازل مقرّبان ، و رفیع¬ترین درجات فرستادگان رسانید، جایگاهی که هیچ دیگری بدان نرسد، و کسی را بر فراز آن راه نباشد. و هیچ سبقت گیرنده¬ای بر آن پیشی نجوید، و طمع کننده¬ای در ادراک و دریافت آن طمع نباشد.
فرشته¬ای مقرب، نبی¬ای مرسل، صدیقی، شهیدی، عالمی و جاهلی، دنی و فاضلی، مؤمنی صالح و فاجری بدکاره، گردنکشی لجوج. و شیطانی نافرمان، و هیچ خلق دیگری که در این میانه گواه باشد، باقی نمی-ماند، جز آن که خداوند برآنان می¬شناساند: جلالت امر و عظمت مقام، بزرگی شأن، تام بودن نور و درستی مسند، ثبات مقام، شرافت جایگاه، منزلتی را که نزد خدای تعالی دارید، کرامتی را که بر او دارید، و خصوصیتی را که دربر او یافته¬اید، و نزدیکی منزلتتان را نسبت به او.

جهات و ابعاد سه گانۀ مطالعات پدیده¬های دینی
امور و پدیده¬های دینی و از جمله مقام امام و امامت، مقام و منزلت سید¬الشهداء و همچنین احوال و امور مربوط به ائمه معصومین و از جمله مسألۀ اربعین را در ابعاد و جهات و با رویکردهایی سه گانه¬ای می-توان شناخت. و این ابعاد و جهات سه¬گانه محصول دو تقسیم دوگانه است.
اوّل: تکوینی
دوّم: تشریعی
سوّم: فرهنگی
بُعد تکوینی پدیده¬های دینی
در یک تقسیم اوّلی از دو جهت می¬توان به پدیده¬های دینی پرداخت.
جهت نخست به لحاظ تکوین است، و جهت دوّم به لحاظ تشریع.
شناخت مقام امام و ائمه معصومین در عالم خلقت ، خلافت الهی انسان کامل و وساطت او بین زمین و آسمان، و ولایت تامۀ او، و هم¬چنین شناخت ابعاد معنوی و باطن ملکوتی و برزخی زمانها و مکانهای مختلف، شناخت ابعاد تکوینی این امور است.
حقایق تکوینی اموری هستند که در متن نظام هستی و بر مدار اراده و مشیت خداوند سبحان تحقق یافته¬اند و قوام و دوام آنها به اراده و عمل آدمیان نیست. معلّم بودن انسان نسبت به فرشتگان و خلافت او در زمین امری تکوینی است و قرار گرفتن ائمه معصومین در شریفترین جایگاه و برترین منازل، و رفیع-ترین درجات که در زیارت جامعه و امثال آن از آن خبر داده شده است. مربوط به بُعد تکوینی آنهاست، و این امور چون تکوینی است عمل و رفتار و قبول و یا انکار آدمیان، در واقعیت و حقیقت آنها اثر نمی-گذارد.
همانگونه که در بخشهایی از زیارت جامعه دربارۀ ابعاد تکوینی مقام ائمه معصومین سخن گفته شده است، در بخشهای نخستین زیارت اربعین نیز پس از عرض سلام به محضر سید¬الشهداء براین ابعاد گواهی داده شده است.
الهم انی اشهد انه ولیک و ابن ولیک و صفیک واین¬صفیک الفائز بکرامتک.
خداوندا گواهی می¬دهم به این که او ولی تو و فرزند ولی تو است، و برگزیدۀ تو است، و به کرامت تو فائز و نایل شده است.
این¬گونه از مقامات برای امام علیه¬السلام مقامات تکوینی است و به همین دلیل با اتیان و عصیان آدمیان و اعراض و ادبار آنها تثبیت و یا تضییع نمی¬شود.
بُعد شرعی و فقهی مسأله امامت
جهت دوّم، جهت تشریعی است، یعنی مربوط به حوزۀ تشریع است، و مطالعات مربوط به این جهت نیز به دو بُعد تقسیم می¬شود.
قسم نخست به متن ارادۀ تشریعی خداوند سبحان باز می¬گردد. و قسم دوّم به نوع عمل و رفتار انسان¬ها در قبال ارادۀ تشریعی خداوند مربوط است.
خداوند سبحان ولیّ بر تشریع است و آنچه که به متن ارادۀ تشریعی خداوند، باز می¬گردد. همان مراد تشریعی خداوند است که مستند به حکم خداوند سبحان نسبت به اعمال و رفتاری است که انسانها انجام می¬دهند، رفتاری که پیامبر و پیروان او و یا امام و امّت نسبت به یکدیگر دارند. از جملۀ این امور است، پیامبر موظف است به آنچه که بر او نازل شده است ایمان آورد، و آنچه را که به او رسیده است، به مردم ابلاغ کند، و در عملی به رسالت، کوتاهی نکند و امام موظف است اقامۀ شریعت، و اجرای عدالت، قسط کند. و امّت نیز وظایف و مسئولیت¬هایی در قبال شریعت، رسالت و امامت دارد.
ارادۀ تشریعی خداوند متوجه احکام مربوط به رفتار آدمیان است، اعم از این که، رفتارها، اعمال جوارحی و یا جوانحی باشد، یعنی اعم از آن که، این رفتارها مربوط به اعتقاد، ایمان، و مسایلی از این قبیل باشد و یا این که مربوط به مناسک و اعمال و کنش¬های فردی و اجتماعی آدمیان باشد.
بُعد فرهنگی، اجتماعی و تاریخی سنتها و مناسک دینی
قسم دیگر ناظر به چگونگی پاسخ انسانها و رفتار و عمل آنها در قبال مراد تشریعی خداوند است، این قسمت از مطالعات به متن تشریع، احکام و سنن الهی نمی¬پردازد بلکه به رفتار و عملی می¬پردازد که انسانها در طول تاریخ در قبال شریعت و دین انجام داده¬اند، متنت تشریع گرچه ناظر به فعل انسانها است ولکن به ارادۀ تشریعی خداوند باز می¬گردد. ولکن بُعد فرهنگی و اجتماعی به اراده و عمل انسانها بازگشت می¬کند.
بنابراین دو قسم اخیر گرچه به حوزۀ تشریع می¬پردازد، و تفاوت این دو قسم در این است که مطالعات قسم قبل به حقیقت دین، یعنی به فعل و ارادۀ تشریعی خداوند می¬پردازد و قسم اخیر به واقعیت رفتار مردم و به بیان دیگر به تاریخ و فرهنگ دیانت و دین¬داری می¬پردازد و به بیان دیگر تفاوت این دوقسم تفاوت حقیقت و واقعیت است.
بین واقعیت، حقیقت در قلمرو ارادۀ تکوینی خداوند فاصله¬ای نیست، زیرا آنچه را که خداوند به ارادۀ تکوینی اراده می¬کند، قابل تخلف نیست ولکن ارادۀ تشریعی به دلیل این که ناظر به اموری است که از طریق اعمال و رفتار آدمیان محقق می¬شود. قابلیت تخلف دارد، یعنی انسانها می¬توانند، به آنچه که خداوند با نظر به مصالح و فطرت آدمیان تشریع کرده است عمل نکنند و عصیان ورزند، و به همین دلیل بین آنچه که واقع می¬شود، و آنچه که حقیقت است و خداوند آن را ارادۀ کرده است، فاصله می¬افتد.
ابعاد و روش¬های سه¬گانۀ مطالعۀ اربعین
از آنچه بیان شد دانسته می¬شود، دربارۀ اربعین از سه بُعد مختلف سه نوع مطالعه و شناخت می¬توان داشت.
اوّل: مطالعاتی است که ابعاد تکوینی، آن را مورد بررسی قرار می¬دهد.
دوّم: مطالعاتی است که بُعد مناسکی و رفتاری آن را به لحاظ دینی، و شرعی، مطالعه می¬کند.
سوّم: مطالعات تاریخی و فرهنگی نسبت به اربعین است فراز و فرود عمل و اقبال مردم نسبت به آن را شناسایی می¬کند.
مطالعات نوع اوّل به ابعاد تکوینی، تاریخ و جغرافیای اربعین یعنی، به زمان و مکان آن می¬پردازد و ابعاد معنوی و ملکوتی، این حادثه را بررسی می¬کنند. و این نوع از مطالعات به حسب سطح و افق پژوهشگر روش مربوط به خود را دارد. بخشی از آن می¬تواند در زمرۀ مطالعات تجربی طبیعی باشد. و از روشهای مربوط به این علوم بهره ببرد. و بخشی دیگر در حوزۀ مطالعات کلامی، و یا عرفانی قرار می¬گیرد.، و از روشهای نقلی، شهودی و یا عقلی تجریدی نیز بهره می¬برد.
مباحثی که دربارۀ ثواب زیارت اربعین و آثار معنوی و اخروی آن بیان شده است، و پژوهشهایی که دربارۀ سلوک معنوی عاملان به این مناسک انجام شود. در زمرۀ مطالعات نوع نخست هستند، و با روشهای مربوط به خود انجام می¬شوند.
مطالعات نوع دوّم، به بُعد تجویزی مناسک اربعین می¬پردازد از جایز و یا جایزنبودن آن و از استحباب، کراهت، حرمت، وجوب و یا اباحۀ این مناسک و همچنین از آداب و شرایط آن سخن می¬گوید. این گونه از مطالعه، از نوع مطالعات فقهی است و با روش فقهی نیز انجام می¬شود.
مطالعات نوع سوّم بر خلاف مطالعات نوع دوّم به احکام و ضوابط شرعی اربعین به عنوان یکی از مناسک و رفتارهای دینی نمی¬پردازد. بلکه به رفتار و عمل مردم، در این مناسک می¬پردازد، اعم از این که این رفتارها موافق با ضوابط شرعی و مطابق با مراد تشریعی خداوند، شد، یا مخالف با آن، و این سطح از مطالعات، از نوع مطالعات، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و حتی روانشناختی و تربیتی است و از روشهای مربوط به این علوم استفاده می¬کند.
استقلال و تعامل ابعاد سه گانه مطالعات اربعین
نکته مهم در مطالعه و شناخت پدیدۀ اربعین، تفکیک بین انواع مطالعات، و روش¬های مربوط به هر نوع، و خودداری از خلط بین این انواع و روشهای مربوط به آنها و یا ممانعت از تقلیل گرایی و فروکاستن برخی از این انواع به دیگر انواع است.
البته، پذیرش امتیاز بین انواع مطالعات و روشهای مربوط به آنها، به معنای نفی ارتباط و تعامل و یا داد و ستد علمی بین آنها نیست. مطالعات تکوینی نسبت به مسأله رسالت، امامت و یا پدیده¬های دینی، که اغلب با روشهای کلامی، فلسفی و عرفانی انجام می¬شود، زمینه و یا اصول موضوعه مربوط به مطالعات تشریعی- فقهی را ایجاد کرده و یا از بین می¬برد. و هم¬چنین اصول، مبادی و یا پارادیمهای مربوط به مطالعات فرهنگی، تاریخی ، اجتماعی و تربیتی را فراهم می¬آورد و یا زایل می¬گرداند. همان¬گونه که مطالعات فرهنگی، اجتماعی و یا تربیتی اغلب براساس مبانی و اصول موضوعه¬ای بنیان نهاده می¬شود که مطالعات فقهی و یا مطالعات کلامی، فلسفی و یا عرفانی را به دامن خود فرو می¬کاهد. و هویت معرفتی علمی آنها را به رسمیت نمی¬پذیرد.
بُعد فرهنگی و اجتماعی زیارت اربعین
زیارت امام حسین و خصوصاً زیارت اربعین و مناسک مربوط به آن به لحاظ تاریخی و اجتماعی با تاریخ و فرهنگ تشیع پیوند خورده¬است. اوّلین زیارت اربعین توسط صحابی رسول خدا، جابربن¬عبدالله انصاری، و نیز اهل بیت رسول خدا، یعنی، زین¬العابدین سید¬الساجدین¬علیه¬السلام و زینب کبری سلام¬الله علیها، و کاروان اسرای واقعۀ کربلا رقم می¬خورد، که به قصد زیارت، مسیر بازگشت از شام به مدینه را به مسیر شام کربلا مدینه تغییر می¬دهند. پ
به موازات مباحث کلامی و یا فقهیِ زیارت، پدیدۀ فرهنگی و اجتماعی زیارت نیز همواره به عنوان یک پدیدۀ حساس و فعال اجتماعی حضور داشته¬است، بلکه تحقق اجتماعی این پدیده¬ها، همواره متأثر از مباحث، کلامی فلسفی، عرفانی و یا فقهی مربوط به آن بوده است. زیرا روایاتی که ابعاد معنوی، زیارت را تشریح کرده، و با آن که با بیان فقهی و تجویزی خود، به انجام آن تحریفی و تشویق ¬کرده¬اند. از عوامل مهم، برای استقبال و کشش و کوشش مردم به سوی آن بوده است. اقبال مردم به زیارت به معنای ورود مسأله اربعین به عرصۀ فرهنگ و تاریخ است و این پدیده فرهنگی و تاریخی، در مراتب بعد، مطالعات مربوط به خود را طلب می¬کند.
زیارت امام حسین علیه¬السلام، به طور عام و زیارت اربعین امام حسین علیه¬السلام به طور خاصی همواره یک کنش و رفتار قوی فرهنگی و اجتماعی بوده است و به موازات حضور تأثیرگذار فرهنگی و اجتماعی خود همواره در تعامل، تضاعد، و یا تقابل و ستیز با دیگر بخش¬های فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته است.
مطالعات مربوط به این بخش، همان¬گونه که بیان شد، از سنخ مطالعات نسبت به امور تکوینی، اعم از طبیعی، فیزیکی، و متافیزیکی نیست، همان¬گونه که از سنخ مطالعات فقهی و تجویزی نیز نمی¬باشد، بلکه کاملاً از سنخ مطالعات فرهنگی و اجتماعی است.
نقش و ارادۀ انسانی در تحقق واقعیت¬های فرهنگی
واقعیات فرهنگی و اجتماعی نه از نوع واقعیات تکوینی است که مستقل از حوزۀ ارادۀ و عمل انسان باشد. و نه از نوع حقایق فقهی و شرعی است، حقایق فقهی و شرعی گرچه ناظر به عملی رفتار انسان¬ها هستند. ولکن نظر به واقعیت¬ عینی کنشهای آدمیان ندارند، بلکه از شکل مطلوب و آرمانی کنشهای فردی و جمعی سخن می¬گویند که مراد تشریعی خداوند است. مطالعات تشریعی مراد تشریعی خداوند را شناسایی می¬کند.
موضوع مطالعات فرهنگی و اجتماعی واقعیتهای عینی است که در بستر اراده¬ها و کنش¬های انسانی فعلیت یافته است.
واقعیت¬های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی گرچه با اراده و مشیت انسانها شکل می¬گیرد، ولکن اراده و مشیت آدمیان مستقل و یا در کنار و یا در ردیف مشیت و ارادۀ خداوند سبحان نیست.
مشیت و اراده آدمیان، در جفرافیای مشیت الهی و در تحت تدبیر و حکمت او عمل می کند. خداوند سبحان با مشیت خود جامعه و تاریخ را عرصه عمل، ابتلاء و آزمون انسانها قرار داده است.
ساخته شدن فرهنگ با ارادۀ آدمیان و هم¬چنین ابتلاء و آزمون، پدیده¬هایی نیستند که واقعیت آنها، و ضرورت آنها، به خواست و ارادۀ آدمیان ختم شود، انسان بالضرورۀ مختار است، و همان¬گونه که اختیار او و ضرورت آن، به خود او باز نمی¬گردد ابتلاء، آزمون، و پاداش و جزاء آنچه را که اختیار می¬کند به او بازگشت نمی¬کند، بلکه به مشیت، خواست و اراده تکوینی الهی و به سننی باز می¬گردد که خداوند سبحان در جامعه و فرهنگ قرار داده است و از جمله سنن الهی، سنّت، هدایت، اعلام حقیقت و اتمام حجت است و این¬گونه از سنن گرچه در عرصۀ حیات و زندگی انسانها و در متن، کنش و فعالیت¬های آدمیان انجام می¬شود. ولکن تحقق آنها همانند تحقق اصل اختیار و آزادی آدمیان، از مسیر اراده و خواست آنها، شکل نمی¬گیرد.
سنت هدایت الهی در فرهنگ و تاریخ بشری
خداوند سبحان همان¬گونه که آدمیان را با قدرت انتخاب در مسیر هدایت و ضلالت می¬آفریند، قدرت شناخت این دو مسیر را نیز به او می¬دهد، فجور و تقوی را از درون به او الهام و از برون به او اعلام می¬کند، الهام فجور و تقوی به نجوای الهی در فطرت و عقل آدمیان است که پیامبر درونی آنان است و اعلام فجور و تقوی به اظهار خداوند در فرهنگ و جامعه است که با معجزات انبیاء، و آیات باهره و نشانه¬های آشکار او انجام می¬شود. به گونه¬ای که، بلاغ مبین و روشنگر انجام می¬شود و حجت بر بندگان تمام می¬گردد.
خداوند سبحان همان¬گونه که، عرصۀ فرهنگ و جامعه را صحنه عمل و کردار انسانها قرار داده است سنت و کار خود را نیز در همین عرصه دنبال می¬کند به گونه¬ای که باطل نتواند اعلام هدایت و نشانه¬های دیانت را زایل گرداند.
اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان نشانه¬های هدایت
فرازهای زیارت جامعه به ابعاد سه گانۀ مسأله امامت، یعنی بُعد تکوینی، بُعد فقهی و هم چنین بُعد فرهنگی و اجتماعی آن اشارت دارد.
بخشهایی که از شرافت محل، مقام و منزلت ائمه معصومین سخن می¬گوید. از مقامات معنوی آنها در نظام هستی خبر می¬دهد و بخشهایی نیز دربارۀ جایگاه آنها در نظام تشریع و به حقوق و احکابی اشاره می¬کند که نسبت به آنها وجود دارد. ولکن در بخشهایی دیگر و از آن جمله در قسمتی که درصدر این گفتار قرائت شد، به جایگاه آن در عرصۀ فرهنگ و جامعۀ می¬پردازد و از سنتی یاد می¬کند که خداوند سبحان دربارۀ آنها، با عنوان اعلام الهدی و نشانه¬های هدایت الهی یاد می¬کند. اعلان، اظهار یک شیء است، ولکن اعلام علم کردن و برافراشتن یک امر است به گونه¬ای چونان پرچم، نشانه¬ و علامت برای همگان باشد.
در بخشی از زیارت جامعه که در آغاز گفتار تلاوت شد دربارۀ منزلت و جایگاه ائمه معصومین آمده است، که جایگاه شما چنان است که نه تنها، مؤمنان و صالحان بلکه هر انسان فاجر طالح و یا هر جبار معاند و یا شیطان رانده¬ای شده¬ای نیز به جلالت، عظمت، و بزرگی آن واقف است. در متن زیارت عاشورا نیز از امام حسین علیه السلام به عنوان کسی یاد می¬شود که حجت خداوند بر خلق بوده و کسی که بندگان به سبب او از جهالت و از حیرت ضلالت نجات پیدا می¬کنند.
بارقۀ هدایت در بُعد فرهنگی زیارت اربعین
به نظر می¬رسد زیارت اربعین یکی از همان بارقه¬های الهی است که با کارکرد فرهنگی اجتماعی و تاریخی خود دست کم زمینۀ اندیشه و شناخت حقیقت را برای هرانسانی که نجوای فطرت الهی خود را در پرسشگری و جستجوی حقیقت خاموش نکرده باشد فراهم می¬آورد.
به بیان دیگر زیارت امام حسین علیه السلام تنها یک مناسک دینی، نظیر دیگر مناسکی نیست که با سلوک و رفتار مؤمنان، محقق می¬گردد. بلکه یک پدیدۀ فرهنگی است که در مسیر سنن الهی تاریخی مسئولیت¬های دیگری را نظیر علم و پرچم هدایت جهت اتمام حجت و یا حتی فراتر از آن، آمایش، مشارکت، معاضدت و همراهی و انسجام اجتماعی مؤمنان را برای رخدادهای عظیم¬تر تاریخی ایجاد می-کند.
نقش اجتماعی و فرهنگی حسّاس و فعال زیارت امام حسین به طور عام، و زیارت اربعین به طور خاص، در طول تاریخ، از یک¬سو موضع¬گیری، مخالف و مبارزۀ قدرتهای سیاسی، را به دنبال داشته است، و از دیگر سو، تدبیر، مدیریت ائمه معصومین و حتی پیش¬بینی و عملکرد پیامبر از نبی اکرم صلی¬الله علیه و آله و همچنین عنایات و مواجهات ویژه الهی را جهت حفظ تثبیت و تقویت آن به همراه داشته است.
مرحوم شیخ طوسی رحمۀ¬الله در امالی روایاتی را دربارۀ مرقد امام حسین علیه السلام و ممانعت خلفاء از زیارت آن بیان می¬کند و از جمله در حدیث ۶۵۱، از یحیی¬بن مغیره رازی نقل می¬کند:
کنت عندجریر ابن عبدالحمید إذ جائه رجل من أهل العراق فسأله جریر عن خبر الناس.
یعنی من نزد جریر¬بن¬عبدالحمید بودم، یکی از اهالی عراق نزد او آمد و جریر از او از اخبار عراق پرسید:
فقال ترکت الرشید و قدکرب قبر الحسین علیه السلام وأمر أن تقطع السدرۀ التی فیه فقطعت . قال فرفع جریر یدیه فقال الله اکبر،جاءنا فیه حدیث عن رسول الله صلی الله علیه وآله أنه قال: لعن الله قاطع السدرۀ،ثلاثاً
آن فرد عراقی گفت، من از نزد هارون الرشید آمدم در حالی که او نسبت به قبر حسین علیه السلام سخت می¬گرفت و فرمان داد تا درخت سدره را که نزدیک قبر بود قطع کنند، و آن درخت قطع شد.
جریر با شنیدن این خبر دو دست خود را بلند کرد، و تکبیر گفت، و گفت در حدیث از رسول خدا صلی-الله¬علیه و آله به ما رسیده بود که سه مرتبه فرمود خداوند قطع کننده درخت سدره را لعنت کند.
او گفت ما معنای این حدیث را نمی¬دانستیم، یعنی الان معلوم شد که مراد رسول خدا صلی¬الله علیه و آله چه بوده است حدیث مزبور از رسول خدا حدیثی است که در میان عامه مسلمین نیز مشهور بوده است و وجود این حدیث منشأ این شده بود که از ائمه علیهم¬السلام نیز سؤال کنند که آیا قطع کردن درخت سدره حرام است. جریر با شنیدن خبر قطع سدره در نزدیک قبر امام حسین علیه السلام بود، و آنها قبر را تخریب کرده بودند و مأمورانی را گماشته بودند، و مأموران می¬دیدند، افرادی برای زیارت قبر می¬آیند، و مستقیماً نزد قبل می¬روند. آنها متوجه شدند، درخت مزبور نشانه¬ای است که زائران از طریق آن، محل قبر را تشخیص می¬دهند و خلیفه با متوجه شدن این مسأله، دستور قطع درخت را داده بود.
عملکرد مشیت الهی برای تداوم زیارت اربعین
بعدها متوکل دستور داد تا منطقۀ قبر را آب ببندند. و در این حال چون آب به نزد قبر رسید در حیرت باز ایستاد و به همین مناسبت ، محل قبر را حائر حسینی نامیدند.
یعنی خلافت تلاش خود را برای محو کردند قبر مبارک امام به کار بردند، و حال آن که خداوند سبحان با عنایت خاص خود مانع از این امر گشت.
حدیث پیامبر و آنچه را که خدای تعالی در حفظ قبر انجام داد، یک کار تکوینی محض و یا یک امر تشریعی نیست، بلکه کار و فعلی است که به تدبیر الهی برای پیشگیری از حذف و امحاء قبر امام علیه-السلام، از عرصۀ تاریخ و فرهنگ انجام می¬دهد خداوند سبحان با حفظ این اثر هم عَلَم و نشانۀ هدایت را حفظ می¬کند. و هم مسیر ذکر و یاد حسین علیه¬السلام و شهداء کربلا را برای امت اسلامی و جهانی بشری هموار می¬گرداند.
انگیزه مخالفت، خلفای بنی¬امیه و بنی¬عباس، با آثار و نشانه¬های کربلا، نابود کردن هر امری بود که مشروعیت اسلام خلافت را مورد خدشه قرار می¬دهد.
حزب بعث عراق در دوران صدام نیز، که ناسیونالیسم عربی را در قبال هویت اسلامی قرار می¬داد، زیارت اربعین را ناسازگار با اهداف سیاسی و فرهنگی خود می¬دید و حرکت زائران در اربعین را مانع می¬شد.
تاریخ در دوره¬های مختلف شاهد، مبارزۀ مستمر، قدرتهای سیاسی با مناسک زیارت اربعین بوده است ولکن، کنش و کوشش برای زیارت از متن، فرهنگ و اعتقاد اسلامی، شیعی با عنایت و لطف الهی، که مقلب القلوب و الابصار است، همواره جوشش و جریان داشته است. به گونه¬ای که هرگاه توانسته است، با غلبۀ بر موانع، تداوم یافته است.
ضرورت نظر به سنن الهی در مطالعات فرهنگی
مطالعاتی که با نظر به بُعد تاریخی و فرهنگی این جریان شکل می¬گیرد، ضمن آن که زیارت را کنشی انسانی، می¬بیند و از این جهت پیامد¬ها و آثار آن را نسبت به نهادها و سازمانها¬ی مختلف اجتماعی دنبال می¬کند. از این نکته نیز نمی¬تواند به سادگی عبور کند که استمرار تاریخی زیارت اربعین پدیده¬ای صرفاً، بشری نبوده است که به عناصر تاریخی بشری آن فرد کاهیده شود بلکه، مجرای یکی از سنن الهی تاریخ است که به رغم مقاومت مستمر کنش¬گران سیاسی، و همچنین به رغم تلاش¬های فرهنگی جریان¬های معرفتی رقیب، در متن تاریخ اسلام، تداوم یافته، و اینک با زوال موانع داخلی ظرفیت¬های بیشتری را برای ایفای نقش¬های گسترده¬تر در سطح جامعه بشری پیدا کرده است.
بنابراین نه ابعاد تکوینی و فقهی زیارت اربعین را می¬توان به بُعد فرهنگی و اجتماعی آن فروکاست و نه بُعد فرهنگی و اجتماعی آن را بدون آن ابعاد و همچنین بدون لحاظ سنت¬های الهی در تاریخ و فرهنگ می¬توان تبیین و تحلیل کرد.
امید است که خداوند سبحان به برکت واقعیت بی¬نظیر این زیارت، به نخبه¬گان و اندیشمندان جهان اسلام، توفیق آن را بدهد تا این جوشش و خروش عظیم فرهنگی را با مبانی و اصول موضوعه¬ای که در متن این فرهنگ مستقر و مستند است، بنگرند، و تفسیبر و تبیین کنند.
والسلام علیکم ورحمۀالله و برکاته

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *