فرهنگ: طول، عرض، عمق: مروری بر ظرافت های مدیریت فرهنگی
نسخه قابل چاپ: چاپ
اشاره:
اگر حق هم وارد گفتگوی عمومی نشد، وارد زندگی و احساس مشترک جامعه نشد، از عرصه فرهنگ رخت برمیبندد. منطق بسط و توسعه فرهنگ، با منطق صدق و کذب و با منطق شناخت حق و باطل، فرق میکند، تبیین اینکه چه چیزی درست است یا چه چیزی غلط، منطق و روش خاصی دارد. اینکه چه چیزی و چگونه میتواند در ادراک عمومی جامعه و در زندگی اجتماعی بسط پیدا کند، منطق ویژهای دارد. با تبلیغ خطابه، وعظ، شعر، قدرت، ابزارهای اقتصادی و ابزارهای سیاسی است که مطلبی بسط و توسعه پیدا میکند. فرهنگ؛ طول، عرض، عمق: مروری بر ظرافت های مدیریت فرهنگی
فرهنگ چیست؟ عرض آن، طول آن و دامنه آن تا کجاست و چه نسبتی با نظام اجتماعی دارد؟ و در کدام بخش اجتماع حضور دارد؟ فرهنگ، حوزهای از معرفت است که وارد زندگی «مشترک» بشر میشود. وقتی حقیقتی که در افق درک یک فرد قرار گرفته است، بین انسانها بسط پیدا میکند آن معنی بسط یافته در ذهنیت مشترک افراد حضور مییابد و در این هنگام وارد حوزه فرهنگ میشود.
با این حساب، مطلبی که فیحدنفسه حق یا باطل است، با بیان، یا گفتگو به عرصه فرهنگ راه مییابد. «ان الباطل تموت بترک ذکره». باطل اگر یاد او، ادراک او و توجه به او، ترک شود از عرصه فرهنگ رخت برمیبندد، البته این مخصوص به باطل نیست. حق هم همینطور است. اگر حق هم وارد گفتگوی عمومی نشد، وارد زندگی و احساس مشترک جامعه نشد، از عرصه فرهنگ رخت برمیبندد. منطق بسط و توسعه فرهنگ، با منطق صدق و کذب و با منطق شناخت حق و باطل، فرق میکند، تبیین اینکه چه چیزی درست است یا چه چیزی غلط، منطق و روش خاصی دارد. اینکه چه چیزی و چگونه میتواند در ادراک عمومی جامعه و در زندگی اجتماعی بسط پیدا کند، منطق ویژهای دارد. با تبلیغ خطابه، وعظ، شعر، قدرت، ابزارهای اقتصادی و ابزارهای سیاسی است که مطلبی بسط و توسعه پیدا میکند.
شیوه تعامل فرهنگها با هم و شیوه تأثیرپذیری فرهنگها را از هم میتوان با روش علمی تحقیق کرد و شناخت، اما بسط و گسترش آنها الزاماً با روشهای علمی میسر نیست. لذا دین، چند نوع منطق و چند نوع روش را برای چند نوع کار، لازم میداند.
«ادع الی سبیل ربک بالحکمئ و الموعظئ الحسنه.» حکمت یک چیزی است، بحث و موعظه و خطابه و آداب سخن گفتن و تبلیغ شایسته داشتن یک چیز دیگر. بحث بسط و گسترش است. پس فرهنگ چیست؟ فرهنگ، حصهای از ادراک و آگاهی است که به عرصه زندگی عمومی بشر وارد شده و میشود. کدام بخش از زندگی بشر آگاهانه نیست؟ هیچ بخشی از زندگی اجتماعی بشر را نمییابیم که در آن آگاهی وجود نداشته باشد.
همین بحثی که در اینجا مطرح کردهایم؛ شکلگیریاش، دوام و استمرارش، حضورش و قوامش به آگاهی ما و به معرفت ماست. رفتارهای مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که داریم، بر مدار آگاهی ما سازماندهی یافته است. «قیمه کل امر ء ما یعلم»؛ قیمت و ارزش هر انسان به معرفت او و به نوع آگاهی اوست. قیمت هر اجتماع هم، به نوع معرفت و آگاهی اوست. هر جامعهای بر حسب نظام معرفتی خاصی که دارد، عمل میکند. ما نظامهای اجتماعی و سازمانهای اجتماعی را تقسیمبندی میکنیم. نام برخی را سازمانها و نهادها یا نظامهای فرهنگی میگذاریم و در کنار آن اقتصادی، سیاسی و حقوقی را هم قرار میدهیم.
هر کدام نوع خاصی از مدیریت و برنامهریزی را طلب میکند. آیا واقعاً میتوان این نظامها را از هم تفکیک کرد؟ میتوان گفت برخی از سازمانها و نهادها فرهنگی هستند و بعضی دیگر مثلاً اقتصادی یا سیاسیاند؟ پاسخ به این پرسش هم آری است و هم نه!
متن کامل مقاله را از قسمت بالا دانلود کنید. |
جستجو
از ساير پايگاه ها
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
شورای عالی انقلاب فرهنگی
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
دانشگاه باقرالعلوم (ع)
حسن رحیم پور ازغدی
آیت ا... جوادی آملی
دکتر حسین کچویان
آثار استاد
|